حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
117
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
« ذكر دار الضّرب ، و سراهاىء واليان و حاكمان ، و زندانها به شهر قم » دار الخراج به شهر قم - قديما و حديثا « 1 » - اين سرآئيست كه اليوم « 2 » معروفست به دار الخراج ، مشهور به سرآىء يزد بن نار مجوسى . پس از آن اليسع بن عامر بن عمران أشعرى از ورثهء يزد بخريد ، و آن را ديوان « 3 » خراج ساخت . و در شهر قم بجز ازين سراى
--> ( 1 ) . مقصود از « قديما و حديثا » آن است كه از هنگامى كه قم كوره يا شهر مستقلى از اصفهان در سالهاى پايانى قرن اول هجرى گرديد ، تا هنگام تاليف كتاب در سال 378 هجرى ، همواره تشكيلات جمعآورى ماليات و خراج شهر قم در اين سرا بوده است . ( 2 ) . امروزه . ( 3 ) . ديوان ( به كسر دال ) كلمهاى است فارسى كه به زبان عربى راه يافته ، از اين رو از كلمات معرّب شمرده مىشود ، برخى از زبانشناسان عرب اصل اين كلمه را در فارسى برگرفته از كلمه « ديبان » به معناى ديو يا شيطان دانستهاند ، از آن جهت كه كاتبان و دفترداران ديوان ، در دقت و آگاهى و نفوذ در اسرار مردم و دارائيهاى آنان ، با ديو و شيطان شباهت دارند ، جواليقى در « المعرّب من الكلام الاعجمى على حروف المعجم : ص 154 » مىگويد : ( أى كتّاب يشبهون الشياطين فى نفاذهم ) . و در لسان العرب ديوان به معناى ( مجمع الصّحف ) و ( الدفتر الذى يكتب فيه اسماء الجيش و أهل العطاء ) تعريف شده است ، ليكن برخى ديگر آن را كلمهاى عربى از ريشه تدوين و نوشتن دانستهاند ، در « الشّهاب : 94 » آمده است : ( هو عربىّ من دوّنت الكلمة ، اذا ضبطها و قيّدتها ، لانّه موضع تضبط فيه احوال الناس و تدوّن ) . گر چه اين واژه در صحاح الفرس نيامده است ، ليكن بىترديد اين كلمه بايد معرّب بوده باشد ، و شواهد تاريخى دال بر آن است ، زيرا اصل تشكيلات ديوان در اسلام در دوره خلافت عمر بن الخطاب و پس از فتح ايران ، و نمونهبردارى از تشكيلات ادارى دوره ساسانى به وجود آمد ، و تا دوره خلافت عبد الملك بن مروان ( 65 - 86 ه ) ادامه يافت ، و در تمام اين سالها ديوان مطابق با روش ديوان ادارى ايرانيان ، و به وسيله ايرانيان موالى ، و با اصطلاحات فارسى برقرار بود ، و عبد الملك در سالهاى ميانى خلافت خود اقدام به تعريب ديوان نمود ، و اصطلاحات فارسى آن را تعريب كرد . در كتاب « الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ : ص 97 » آمده است : ( خلفاى بنى العباس براى اولين بار وزير گرفتند ، زيرا بنى اميّه أمر اموال و خراج و تقسيم آن را به كتّاب شهرها كه از